بدترين حسرت , نداشتن جسارت براي نگه داشتن کسي است که ديوانه وار دوستش داري ...
و افسوس از دست دادن زمانيکه براي داشتنش داشتي و به نميدانم چراييکه در دنياي ترس و سکوت حرامش کردي ...
و عذاب سالهاي با ديگري بودنش ...
آن زمان که "اي کاش" تنها کلام آشنا در کاسه ي چه کنم چه کنمت است ...
نازنين من !
... براي آخرين اولين بار مي خواهم بگويمت که تو هرگز نخواهي فهميد , معناي عشق را
عشق :
د ل مي خواهد براي باختن
جسارت مي خواهد براي گفتن
لياقت مي خواهد براي داشتن
نازنين من!
براي سوزاندن دلت که دلم را در انتظار کشت مي گويم:
که هنوز هم دوستت دارم

بيا همسفرم باش ()